داستان سرایی در محتوا و برند؛ از طراحی روایت تا نوشتن داستان کسب و کار

داستان سرایی در محتوا و برند؛ از طراحی روایت تا نوشتن داستان کسب و کار

در این مقاله می خوانید:

چگونه داستان کسب و کار را روشن و باورپذیر بنویسیم؟ راهنمای عملی طراحی روایت، جمع آوری شواهد، نوشتن داستان مشتری و بنیان گذار، همراه نمونه معرفی برند و درباره ما.

وقتی چند برند کنار هم از «کیفیت بالا»، «قیمت مناسب» و «رضایت مشتری» حرف می زنند، مخاطب به سختی تفاوتشان را تشخیص می دهد. اما اگر یکی از آنها توضیح دهد چه مشکلی را دیده، برای حل آن چه تصمیمی گرفته و مشتری چگونه از این تصمیم استفاده کرده است، تصویر روشن تری در ذهن مخاطب شکل می گیرد. داستان سرایی در محتوا از همین نقطه شروع می شود: تبدیل یک ادعای کلی به روایتی قابل فهم که پشت آن اتفاق، انتخاب و شاهد وجود دارد.

داستان سرایی یا استوری تلینگ، کنار هم قرار دادن هدفمند اتفاق ها برای انتقال یک معناست. در محتوای برند، این معنا باید به نیاز مخاطب و ارزش واقعی کسب و کار وصل شود. قرار نیست هر محصول یک ماجرای عجیب داشته باشد؛ گاهی توضیح یک مشکل کوچک، یک تصمیم درست و نتیجه آن، بهترین داستانی است که می توانید تعریف کنید.

در این راهنما، طراحی روایت، جمع آوری اطلاعات، نوشتن داستان مشتری و بنیان گذار و تهیه متن معرفی برند و صفحه «درباره ما» را قدم به قدم بررسی می کنید. نمونه های آموزشی نیز کمک می کنند تفاوت یک متن تبلیغاتی عمومی با داستانی روشن و باورپذیر را ببینید و برای کسب و کار خودتان از آن الگو بگیرید.

داستان سرایی در محتوا چیست و چه کاربردی برای برند دارد؟

داستان سرایی در تولید محتوا یعنی به جای ارائه پراکنده اطلاعات، میان موقعیت، مسئله، اقدام و نتیجه ارتباط برقرار کنید. خواننده باید متوجه شود چه کسی با چه نیازی روبه رو بوده، چه چیزی مسیر او را دشوار کرده و چه تصمیمی وضعیت را تغییر داده است. کاربرد روایت در کسب و کار این است که مخاطب، دلیل وجود برند و ارزش پیشنهاد آن را در یک موقعیت واقعی درک کند.

تفاوت داستان با توضیح محصول و شعار تبلیغاتی

توضیح محصول به سوال هایی مانند جنس، اندازه، قابلیت و شرایط استفاده پاسخ می دهد. شعار تبلیغاتی یک پیام کوتاه را برجسته می کند. داستان، زمینه استفاده از همان قابلیت یا پیام را نشان می دهد. برای مثال، «این میز کشوی جداگانه دارد» یک ویژگی است؛ روایت چگونگی حل مشکل گم شدن ابزارهای یک طراح، به آن ویژگی معنا می دهد. هر سه قالب کاربرد دارند و انتخاب آنها به نیاز صفحه بستگی دارد.

اگر مخاطب برای پیدا کردن ابعاد میز وارد صفحه شده است، نباید پاسخ را پشت چند پاراگراف داستان پنهان کنید. ابتدا اطلاعات ضروری را ارائه دهید و سپس یک روایت کوتاه از کاربرد محصول بنویسید. در صفحه درباره ما، داستان شکل گیری کسب و کار فضای بیشتری می گیرد، چون خواننده می خواهد بفهمد این مجموعه چگونه فکر می کند و چرا می تواند به آن اعتماد کند.

روایت چگونه پیام برند را ملموس می کند؟

عبارتی مثل «به جزئیات اهمیت می دهیم» به تنهایی چیز زیادی را روشن نمی کند. وقتی توضیح می دهید در طراحی بسته بندی، بازخورد مشتریان درباره دشواری باز کردن جعبه را دریافت کردید و چه تغییری ایجاد کردید، همان پیام قابل مشاهده می شود. مخاطب از رفتار و تصمیم برند به ارزش آن پی می برد؛ بنابراین به جای اضافه کردن صفت های بیشتر، شاهد مناسب انتخاب کنید.

روایت می تواند به فهم بهتر پیام و معرفی تفاوت کسب و کار کمک کند، اما افزایش فروش یا بازدید را تضمین نمی کند. نتیجه به کیفیت پیشنهاد، تناسب مخاطب، محل انتشار و تجربه واقعی مشتری هم وابسته است. داستان زمانی مفید است که در کنار اطلاعات دقیق و مسیر روشن اقدام قرار بگیرد، نه اینکه جای آنها را پر کند.

برای انتخاب قالب، ابتدا مشخص کنید خواننده در آن بخش چه چیزی نیاز دارد. این مقایسه کمک می کند حجم روایت را با وظیفه صفحه هماهنگ کنید.

قالب محتوا پرسش اصلی مخاطب نقش مناسب داستان
صفحه محصول این محصول برای من مناسب است؟ نشان دادن موقعیت استفاده در کنار مشخصات دقیق
معرفی برند این برند چه ارزشی ارائه می دهد؟ اتصال نیاز مخاطب به تفاوت قابل اثبات برند
درباره ما چه کسانی پشت این کسب و کار هستند؟ توضیح ریشه، تصمیم ها، مسیر و شیوه کار
داستان مشتری این راه حل در عمل چگونه استفاده می شود؟ بیان مسئله، اجرا، محدودیت و نتیجه مستند
مقاله آموزشی چگونه این کار را انجام دهم؟ کمک به فهم موضوع با یک موقعیت مرتبط و کوتاه

پیش از نوشتن داستان برند، پیام و مخاطب را مشخص کنید

محتوای برندینگ فقط نوشتن یک متن احساسی درباره گذشته نیست. این محتوا باید روشن کند کسب و کار برای چه کسانی کار می کند، چه مسئله ای را حل می کند، چه تفاوتی دارد و برای ادعای خود چه شواهدی ارائه می دهد. اگر این پایه ها مشخص نباشند، حتی یک روایت خوش خوان نیز ممکن است تصویری مبهم یا ناهماهنگ از برند بسازد.

مخاطب، مسئله و ارزش پیشنهادی را به هم وصل کنید

مخاطب را با یک برچسب کلی مانند «همه کسانی که به کیفیت اهمیت می دهند» تعریف نکنید. موقعیت او را توضیح دهید: برای مثال، طراح مستقلی که در خانه کار می کند، میز کوچکی دارد و هر روز برای پیدا کردن وسایلش وقت صرف می کند. چنین توصیفی مشخص می کند در داستان باید روی چه مسئله ای تمرکز کنید و کدام جزئیات برای خواننده ارزش دارند.

پس از آن، ارزش پیشنهادی را در یک جمله بنویسید: «به طراحانی که فضای محدودی دارند کمک می کنیم وسایل پرکاربردشان را روی میز کوچک مرتب کنند.» این جمله هنوز داستان نیست، اما جهت داستان را تعیین می کند. اگر بعدا روایتی درباره طراحی ظاهر لوکس دفتر شرکت بنویسید، باید بررسی کنید آیا واقعا به همین ارزش پیشنهادی مرتبط است یا فقط جذاب به نظر می رسد.

تفاوت برند را با مدرک و لحن مناسب بیان کنید

تفاوت زمانی قابل دفاع است که بتوانید آن را توضیح دهید. سابقه تیم، روش طراحی، نحوه پشتیبانی، استاندارد مشخص یا تجربه مستند مشتری می تواند شاهد باشد. «بهترین برند بازار» بدون مبنای روشن، تفاوت محسوب نمی شود. حتی اگر یک ویژگی در بازار رایج است، می توانید درباره شیوه اجرای آن دقیق بنویسید؛ لازم نیست برای متفاوت دیده شدن، ادعای انحصاری بسازید.

لحن برند نیز باید با مخاطب و تجربه خدمت هماهنگ بماند. یک برند ابزار حرفه ای می تواند ساده و صمیمی بنویسد و همچنان دقیق باشد. یک مجموعه آموزشی لازم نیست برای جذاب شدن از شوخی های نامربوط استفاده کند. چند قاعده عملی تعیین کنید: میزان صمیمیت، واژه های تخصصی ضروری، شیوه خطاب و نوع ادعاهای مجاز. این قواعد باید در معرفی برند، درباره ما و داستان مشتری یکسان باشند.

اگر هنوز هدف محتوا و نقش هر کانال مشخص نیست، ابتدا ارتباط روایت با برنامه بازاریابی را روشن کنید. داستان برند بخشی از یک برنامه محتوایی است و باید با بقیه پیام های آن هماهنگ باشد.

بیشتر بخوانید: بازاریابی محتوا؛ راهنمای تدوین استراتژی و تقویم محتوایی

چارچوب روایت: از موقعیت اولیه تا نتیجه قابل باور

برای شروع، می توانید از چارچوب پیشنهادی «موقعیت، شخصیت و هدف، مانع، اقدام، تغییر و قدم بعدی» استفاده کنید. این چارچوب یک فرمول اجباری برای همه داستان ها نیست؛ ابزاری است که کمک می کند ارتباط میان بخش های روایت را بررسی کنید. بعضی متن ها به همه اجزا نیاز ندارند، اما حذف هر بخش باید آگاهانه باشد و فهم خواننده را مختل نکند.

موقعیت و شخصیت را با جزئیات مرتبط معرفی کنید

شروع روایت باید اطلاعات کافی برای فهم مسئله بدهد. زمان، محیط و شخصیت را فقط تا جایی توضیح دهید که به موضوع مربوط هستند. در مثال میز کار، کوچک بودن فضا و زیاد بودن ابزارها مهم است؛ رنگ لباس مشتری یا توصیف مفصل خیابان معمولا نقشی ندارد. یک نشانه مشخص از موقعیت، اغلب از چند جمله مبهم مانند «در دنیای پرمشغله امروز» موثرتر است.

شخصیت اصلی می تواند مشتری، بنیان گذار، یکی از اعضای تیم یا حتی گروهی از کاربران باشد. با این حال، خواننده باید هدف او را بشناسد. در داستان مشتری، برند معمولا نقش کمک کننده دارد و نباید تمام توجه را به خودش منتقل کند. اگر مشتری می خواسته کار روزانه اش منظم تر شود، همان هدف را محور روایت قرار دهید و از تبدیل او به وسیله ای برای تعریف از برند پرهیز کنید.

مانع را واقعی بنویسید و اقدام را توضیح دهید

مانع، فاصله میان وضعیت موجود و هدف است. این مانع لازم نیست یک بحران بزرگ باشد؛ کمبود فضا، اطلاعات ناقص، فرایند پیچیده یا انتخاب دشوار هم می تواند روایت ایجاد کند. مسئله را به اندازه واقعی آن بیان کنید. تبدیل یک بی نظمی معمولی به «مشکلی که زندگی مشتری را نابود کرده بود» باورپذیری متن را کم می کند.

بخش اقدام باید نشان دهد چه کاری انجام شد و چرا آن تصمیم انتخاب شد. به جای «با تلاش فراوان مشکل را حل کردیم»، از تصمیم های قابل توضیح بنویسید: اندازه گیری وسایل، آزمایش چند چیدمان و اصلاح محل قرار گرفتن قطعات. جزئیات اقدام، تفاوت راه حل شما را نشان می دهد و امکان بررسی ادعا را فراهم می کند. اگر چند تلاش ناموفق در مسیر وجود داشته است، تنها موارد مرتبط را وارد داستان کنید.

تغییر، شاهد و قدم بعدی را به هم متصل کنید

نتیجه باید متناسب با مسئله و شواهد باشد. اگر فقط می دانید مشتری از چیدمان جدید راضی بوده است، درباره افزایش بهره وری یا کاهش هزینه او عدد ننویسید. نتیجه می تواند کیفی باشد: دسترسی راحت تر به وسایل یا روشن شدن فرایند انتخاب. برای نتیجه عددی، روش اندازه گیری، بازه زمانی و شرایط مقایسه را مشخص کنید تا خواننده برداشت نادرست نداشته باشد.

پایان داستان بهتر است یک قدم بعدی مرتبط داشته باشد. این قدم می تواند دیدن راهنمای اندازه گیری، بررسی نمونه کار یا تماس برای مشاوره باشد. اگر روایت هنوز مخاطب را برای خرید آماده نکرده است، درخواست فوری سفارش ممکن است نامتناسب باشد. ابتدا ببینید داستان چه سوالی را پاسخ داده و خواننده پس از آن برای تصمیم بعدی چه اطلاعاتی نیاز دارد.

هنگام نوشتن، هر بخش را در یک خط خلاصه کنید. اگر میان مانع و اقدام یا میان اقدام و نتیجه ارتباط روشنی نمی بینید، پیش از پرداختن به جمله های زیبا، همین فاصله را برطرف کنید.

نویسنده در حال آماده سازی و انتشار مقاله با رایانه

اطلاعات داستان را از کجا جمع آوری کنید؟

داستان خوب از اطلاعات دقیق شروع می شود. گفت و گو با بنیان گذار، بررسی بازخورد مشتریان، اسناد پروژه، نسخه های اولیه محصول و یادداشت های تیم می تواند مواد اولیه روایت را فراهم کند. هدف این مرحله پیدا کردن صحنه های نمایشی نیست؛ باید بفهمید چه اتفاقی افتاده، چرا تصمیم خاصی گرفته شده و چه بخشی از آن برای مخاطب اهمیت دارد.

مصاحبه را از اتفاق مشخص شروع کنید

پرسش «داستان برند شما چیست؟» معمولا پاسخ های کلی ایجاد می کند. سوال دقیق تر بپرسید: اولین بار چه مشکلی را مشاهده کردید؟ مشتری چه چیزی درخواست کرده بود؟ کدام تصمیم را تغییر دادید؟ چه چیزی در نسخه اولیه جواب نداد؟ پاسخ این سوال ها به شما کمک می کند به جای تکرار ارزش هایی مانند تعهد و نوآوری، نمونه ای از رفتار واقعی تیم پیدا کنید.

برای داستان مشتری، از او بخواهید وضعیت قبل از استفاده، دلیل انتخاب، نحوه اجرا و محدودیت های تجربه را توضیح دهد. سوال را طوری مطرح نکنید که فقط تایید برند را بخواهید. «چه چیزی هنوز برایتان دشوار بود؟» گاهی اطلاعات مفیدتری از «چقدر از ما راضی هستید؟» به دست می دهد. پس از مصاحبه، ترتیب اتفاق ها و عبارت های حساس را با مصاحبه شونده بررسی کنید.

واقعیت، تفسیر و برنامه آینده را جدا کنید

در یادداشت های تحقیق، کنار هر ادعا منبع آن را ثبت کنید. تاریخ شروع فعالیت، تعداد پروژه ها، ویژگی محصول و نقل قول مشتری باید قابل بررسی باشند. برداشت نویسنده را به عنوان حرف مشتری منتشر نکنید. اگر متن مصاحبه را کوتاه می کنید، معنای آن را حفظ کنید و جمله تازه ای را داخل گیومه قرار ندهید؛ بازنویسی را بدون ادعای نقل قول مستقیم ارائه دهید.

برنامه آینده نیز با دستاورد فعلی فرق دارد. اگر برند قصد دارد بسته بندی قابل بازیافت طراحی کند، نباید متن طوری نوشته شود که اجرای آن قطعی و کامل به نظر برسد. اطلاعات مشتری، نام سازمان و جزئیات پروژه را با اجازه لازم منتشر کنید و موارد محرمانه را حذف کنید. تغییر نام مشتری به تنهایی به معنای داشتن اجازه انتشار همه جزئیات نیست.

یک بریف کوتاه، از دوباره کاری نویسنده و کارفرما جلوگیری می کند. در کنار اطلاعات برند، مواردی را که هنوز تایید نشده اند نیز مشخص کنید تا به صورت ناخواسته وارد متن نهایی نشوند.

بخش بریف روایت اطلاعات لازم روش بررسی
مخاطب و هدف خواننده، نیاز اصلی و اقدام مورد انتظار تطبیق با وظیفه صفحه و برنامه محتوا
اتفاق محوری موقعیت، مسئله و ترتیب اتفاق ها مصاحبه و اسناد مرتبط
تصمیم برند اقدام انجام شده و دلیل انتخاب آن تایید مسئول پروژه یا بنیان گذار
نتیجه تغییر مشاهده شده و محدودیت آن بازخورد تایید شده یا داده قابل توضیح
لحن و انتشار شیوه خطاب، کانال، نام های مجاز و محرمانگی راهنمای لحن و تایید نسخه قابل انتشار

داستان مشتری را چگونه بنویسید؟

داستان مشتری، تجربه یک فرد یا مجموعه را از مواجهه با مسئله تا استفاده از راه حل روایت می کند. محور آن باید نیاز و تصمیم مشتری باشد. این قالب با یک جمله رضایت فرق دارد و اگر داده و جزئیات کافی داشته باشد، می تواند بخشی از یک مطالعه موردی شود. حجم و میزان جزئیات را براساس اطلاعات واقعی و نیاز مخاطب انتخاب کنید.

مسیر تصمیم و تجربه استفاده را نشان دهید

ابتدا وضعیت مشتری را توضیح دهید و بعد به دلیل انتخاب برسید. ممکن است مشتری چند راه حل را بررسی کرده باشد یا به دلیل یک محدودیت مشخص، گزینه خاصی را انتخاب کرده باشد. این اطلاعات برای خواننده ای که شرایط مشابه دارد مفید است. در بخش اجرا، سهم مشتری و تیم شما را روشن بنویسید تا روایت، موفقیت را فقط به برند نسبت ندهد.

نتیجه را همراه با شرایط آن ارائه کنید. اگر مشتری برای اجرای راه حل آموزش دیده، فرایند داخلی را عوض کرده یا ابزار دیگری هم استفاده کرده است، این موارد را حذف نکنید. داستانی که محدودیت ها و همکاری لازم را توضیح می دهد، به انتخاب آگاهانه کمک می کند. لازم نیست هر تجربه به یک پایان بی نقص برسد؛ نتیجه واقعی ممکن است بخشی از مسئله را حل کرده باشد.

نمونه داستان مشتری برای یک برند فرضی

نمونه زیر کاملا آموزشی است و به مشتری یا نتیجه واقعی اشاره ندارد. «روشن میز» در این مثال، برندی فرضی برای طراحی نظم دهنده میز کار است: «سارا، طراح گرافیک، بیشتر روز را پشت میز کوچکی در خانه کار می کرد. ابزارهای طراحی و کابل ها روی همان سطح قرار داشتند و برای باز کردن دفترش باید چند وسیله را جابه جا می کرد. او به فضای بیشتر نیاز نداشت؛ می خواست از فضای موجود بهتر استفاده کند.»

«در این سناریوی فرضی، سارا پیش از انتخاب نظم دهنده، ابعاد میز و وسایل پرکاربردش را ثبت کرد. سپس یک چیدمان متناسب با همان وسایل انتخاب شد و ابزارهایی که کمتر استفاده می شدند، از سطح میز کنار رفتند. نتیجه داستان، ایجاد جای مشخص برای وسایل روزانه است. این نمونه درباره افزایش سرعت کار یا میزان فروش سارا ادعایی ندارد؛ چنین نتیجه هایی به اندازه گیری جداگانه نیاز دارند.»

در نسخه واقعی، این ساختار را با اطلاعات مصاحبه، تصاویر مجاز و نتیجه تایید شده تکمیل کنید. نمونه آموزشی را به عنوان تجربه مشتری یا نظر خریدار در سایت منتشر نکنید.

بررسی و تایید متن مقاله توسط نویسنده

داستان بنیان گذار؛ از انگیزه شخصی تا ارزش برای مشتری

داستان بنیان گذار توضیح می دهد کسب و کار از کدام مشاهده، تجربه یا تصمیم شروع شده و چگونه به مسیر فعلی رسیده است. این روایت زمانی برای مخاطب ارزش دارد که گذشته را به شیوه کار امروز متصل کند. شرح طولانی زندگی شخصی، فهرست همه افتخارات یا تاکید بر سختی ها، به تنهایی دلیل انتخاب برند را روشن نمی کند.

به جای قهرمان سازی، تصمیم های اثرگذار را انتخاب کنید

یک یا دو نقطه عطف مرتبط را انتخاب کنید: مشاهده یک نیاز، آزمایش راه حل اولیه، دریافت بازخورد و تغییر روش. سپس توضیح دهید این تجربه چه اثری بر محصول یا خدمت فعلی داشته است. اگر بنیان گذار ابتدا یک فرض اشتباه داشته و آن را اصلاح کرده است، بیان دقیق این تغییر می تواند شناخت بیشتری از شیوه فکر کردن برند بدهد.

موفقیت تیم را فقط به یک نفر نسبت ندهید و برای جذاب شدن، گفت و گو یا حادثه ای نسازید. داستان بنیان گذار لازم نیست حتما با شکست بزرگ شروع شود. یک انتخاب حرفه ای یا مشاهده ساده نیز می تواند نقطه شروع مناسبی باشد. اگر بنیان گذار درباره انگیزه خود مطمئن نیست، متن را بر اتفاق های قابل تایید بنا کنید و انگیزه ای را از طرف او حدس نزنید.

یک جزئیات واقعی از پاتاگونیا چه چیزی به ما یاد می دهد؟

در صفحه رسمی تاریخچه پاتاگونیا، تصویری از ایوان شوینارد و تام فراست در سال ۱۹۷۳ هنگام کار روی نمونه اولیه کوله پشتی آمده است. توضیح تصویر می گوید فراست برای اندازه گیری ظرفیت کوله، آن را با شن پر کرد و سپس شن را در ظرفی قابل اندازه گیری ریخت. این جزئیات مشخص، یک فعالیت واقعی در مسیر توسعه محصول را نشان می دهد.

از دید نگارش، چنین صحنه ای به خواننده امکان می دهد فرایند کار را تصور کند. برداشت کاربردی ما این است که یک تصمیم و روش مشخص، می تواند از عبارت عمومی «ما به کیفیت اهمیت می دهیم» روشن تر باشد. این مثال مجوزی برای نسبت دادن نتیجه فروش، انگیزه شخصی یا گفت و گوی خیالی به افراد نیست؛ در روایت برند، مرز میان اطلاعات منبع و تحلیل نویسنده باید حفظ شود.

نمونه آموزشی داستان بنیان گذار روشن میز

این متن نیز برای همان برند فرضی نوشته شده است: «ایده روشن میز از میز کار خودمان شروع شد. وسایل لازم همیشه در دسترس بودند، اما جای مشخصی نداشتند. ابتدا فکر کردیم یک محفظه بزرگ مشکل را حل می کند. وقتی چیدمان اولیه را امتحان کردیم، دیدیم پیدا کردن بعضی ابزارها همچنان دشوار است. به جای اضافه کردن فضای بیشتر، از خودمان پرسیدیم کدام وسیله باید نزدیک تر باشد و کدام وسیله کمتر استفاده می شود.»

«در این روایت آموزشی، همین سوال مسیر طراحی را تغییر داد. بخش های جداگانه برای وسایل پرکاربرد در نظر گرفتیم و اندازه هر بخش را با نوع استفاده هماهنگ کردیم. دلیل وجود روشن میز، ساختن میز بی نقص نیست؛ کمک به کسانی است که می خواهند فضای محدود کارشان را متناسب با عادت های خود بچینند. این نگاه باید در راهنمای انتخاب و توضیح محدودیت های محصولات هم دیده شود.»

کارگاه نوشتن متن معرفی برند و صفحه درباره ما

اکنون چارچوب روایت را به دو خروجی کاربردی تبدیل می کنید. متن معرفی برند معمولا باید سریع تر به مخاطب، پیشنهاد و تفاوت برسد؛ صفحه درباره ما فرصت بیشتری برای توضیح ریشه، تیم، روش کار و شواهد دارد. تمام نمونه های این بخش برای برند فرضی «روشن میز» نوشته شده اند و معرفی یک کسب و کار واقعی یا ادعای تایید شده درباره خدمات آن نیستند.

نمونه قبل و بعد: از صفت های کلی به پیام مشخص

نسخه ضعیف: «روشن میز با بهره گیری از متخصصان مجرب و بهترین مواد اولیه، محصولات بی نظیر و باکیفیت ارائه می دهد. هدف ما رضایت کامل مشتریان است و همواره تلاش می کنیم بهترین انتخاب شما باشیم.» این متن چند ادعای بزرگ دارد، اما مشخص نمی کند محصول چیست، برای چه کسی ساخته شده و تفاوت ادعاشده چگونه قابل بررسی است.

نسخه روشن تر: «روشن میز، نظم دهنده های میز کار را برای افرادی طراحی می کند که در فضای محدود کار می کنند. نقطه شروع طراحی، وسایلی است که هر روز استفاده می کنید: جای هر ابزار باید متناسب با اندازه و میزان استفاده از آن باشد. در معرفی هر مدل، ابعاد و کاربرد بخش ها را توضیح می دهیم تا بتوانید پیش از انتخاب، چیدمان آن را با میز خودتان مقایسه کنید.» مزیت این بازنویسی، مشخص بودن مخاطب، روش و اطلاعات قابل بررسی است؛ برای انتشار واقعی، همین موارد نیز باید با عملکرد برند تطبیق داده شوند.

نمونه متن کوتاه معرفی برند برای سایت

«یک میز کوچک هم می تواند جای روشنی برای وسایل روزانه داشته باشد. روشن میز از همین نیاز شکل گرفته است: اینکه ابزارهای پرکاربرد، بدون شلوغ کردن سطح کار، در دسترس شما باشند. ما در این برند فرضی، نظم دهنده هایی طراحی می کنیم که انتخابشان از شناخت وسایل و اندازه میز شروع می شود. به جای پیشنهاد یک چیدمان برای همه، کاربرد هر بخش را توضیح می دهیم تا انتخاب با شیوه کار شما هماهنگ باشد.»

«اگر بیشتر روز را پشت میز خانه یا دفتر کار می کنید، پیش از انتخاب مدل، ابعاد فضای آزاد و فهرست وسایل روزانه تان را یادداشت کنید. سپس راهنمای مدل ها را بررسی کنید و ببینید کدام چیدمان به کار شما نزدیک تر است. هدف روشن میز، کمک به تصمیمی دقیق برای فضای واقعی شماست.» در استفاده واقعی از این نمونه، فقط مسیرها و خدماتی را ذکر کنید که در سایت و فرایند فروش موجود هستند.

نمونه متن درباره ما با روایت، روش کار و قدم بعدی

«روشن میز از یک مسئله معمولی شروع شد: روی میز کارمان وسایل زیادی داشتیم، اما برای هر کدام جای مشخصی تعریف نکرده بودیم. هر بار که می خواستیم کاری تازه شروع کنیم، بخشی از میز را جابه جا می کردیم. راه حل اولیه ما جمع کردن همه چیز در یک محفظه بود. بعد متوجه شدیم نظم واقعی به این بستگی دارد که وسایل پرکاربرد را بشناسیم و برای هر کدام جای مناسبی در نظر بگیریم. همین تجربه، نقطه شروع طراحی روشن میز در این داستان فرضی شد.»

«ما نظم دهنده میز کار را از زاویه استفاده روزانه بررسی می کنیم. پیش از انتخاب چیدمان، اندازه وسایل، فضای آزاد میز و فاصله دسترسی اهمیت دارد. در توضیح هر مدل، کاربرد بخش ها و ابعاد آن را مشخص می کنیم تا تصمیم فقط براساس ظاهر محصول نباشد. این نگاه برای ما به معنای توجه به تفاوت نیازهاست: چیدمانی که برای یک طراح مناسب است، لزوما برای کسی که بیشتر با دفتر و کتاب کار می کند مناسب نخواهد بود.»

«می خواهیم انتخاب نظم دهنده به شناخت بهتر فضای کار کمک کند. به همین دلیل، معرفی محصول باید هم کاربرد آن را توضیح دهد و هم روشن کند برای چه موقعیتی مناسب نیست. اگر می خواهید مدل ها را مقایسه کنید، از اندازه گیری فضای آزاد میز و ثبت وسایل پرکاربرد شروع کنید. سپس اطلاعات هر مدل را کنار نیاز خود قرار دهید.» این نمونه، بخش روایی صفحه را نشان می دهد؛ نسخه واقعی باید با مشخصات تیم، تصاویر مستند و راه ارتباطی قابل استفاده تکمیل شود.

چه بخش هایی باید به نسخه واقعی درباره ما اضافه شوند؟

نمونه بالا منطق روایت را نشان می دهد، اما صفحه واقعی به اطلاعات هویتی و شواهد متناسب با کسب و کار نیاز دارد. نام مجموعه، افراد یا مسئولیت های تیم، حوزه فعالیت، سابقه قابل تایید و راه ارتباطی را روشن بنویسید. اگر مجوز، نمونه کار یا تصویر محیط کار مرتبط است، آن را با توضیح دقیق ارائه دهید. فهرست طولانی افتخارات نامرتبط، جای اطلاعاتی را که مخاطب برای اعتماد نیاز دارد نمی گیرد.

پایان صفحه را به یک مسیر واقعی وصل کنید: مشاهده محصولات، بررسی نمونه کار، آشنایی با فرایند همکاری یا تماس. متن درباره ما نباید به صفحه فروش همه خدمات تبدیل شود. وعده هایی مانند پشتیبانی دائمی، بازگشت وجه یا تحویل در زمان مشخص را فقط وقتی بنویسید که جزئیات و شرایط آنها روشن و قابل اجرا باشد. در پایان، متن را از دید خواننده ای بررسی کنید که هنوز هیچ شناختی از برند ندارد.

برای تهیه نسخه اختصاصی، اطلاعات واقعی کسب و کار و شواهد تفاوت آن را در بریف قرار دهید. نویسنده می تواند روایت را تنظیم کند، اما سابقه، تجربه مشتری و وعده های برند باید از اطلاعات تایید شده شما بیاید.

سفارش محتوای معرفی برند
داستان کسب و کارتان را روشن و قابل اعتماد روایت کنید
برای متن معرفی برند و صفحه درباره ما، اطلاعات واقعی کسب و کار، مخاطب و لحن دلخواه را در بریف ثبت کنید.

یک روایت را برای مقاله، شبکه اجتماعی و ویدیو تنظیم کنید

استفاده از یک داستان در چند کانال، به معنی کپی کردن همان متن در همه جا نیست. پیام اصلی و واقعیت ها باید ثابت بمانند، اما ترتیب، حجم و نوع ارائه تغییر می کند. در مقاله فرصت توضیح زمینه و شواهد دارید؛ در یک پست کوتاه باید سریع تر به اتفاق محوری برسید. هر نسخه را براساس سوال مخاطب و محدودیت همان قالب تنظیم کنید.

روایت را کوتاه کنید، بدون اینکه معنایش تغییر کند

برای نسخه کوتاه، ابتدا جزئیات فرعی را حذف کنید و زنجیره مسئله، اقدام و نتیجه را نگه دارید. اگر محدودیت نتیجه حذف شود، کوتاه سازی می تواند یک ادعای گمراه کننده بسازد. برای مثال، حذف شرایط استفاده از تجربه یک مشتری ممکن است باعث شود خواننده نتیجه را به همه مشتریان تعمیم دهد. نسخه خلاصه باید به همان اندازه نسخه بلند دقیق باشد.

شروع متن را با محل انتشار هماهنگ کنید. در شبکه اجتماعی می توانید از یک مشاهده مشخص شروع کنید و برای جزئیات به مقاله کامل لینک بدهید. در ویدیو، بخشی از زمینه را تصویر نشان می دهد و لازم نیست گوینده همه چیز را توضیح دهد. در صفحه اصلی سایت، روایت باید زودتر به ارزش پیشنهادی برسد و مسیر دسترسی به اطلاعات کامل را نشان دهد.

بین داستان و اطلاعات ضروری صفحه تعادل برقرار کنید

داستان نباید مسیر انجام کار را دشوار کند. در صفحه خدمات، دامنه کار، اقلام تحویلی و روش همکاری را جدا و روشن ارائه دهید. در صفحه محصول، مشخصات و محدودیت استفاده در دسترس باشند. در مقاله آموزشی، روایت کوتاه باید مفهوم را توضیح دهد و سپس خواننده را به مراحل اجرا برساند. میزان داستان را با وظیفه محتوا بسنجید، نه با علاقه نویسنده به طولانی کردن روایت.

برای هماهنگی کانال ها، یک نسخه مرجع از واقعیت های داستان داشته باشید. نام ها، تاریخ ها، نتیجه ها و وعده ها را در همین نسخه ثبت کنید و تغییرات را به همه خروجی ها منتقل کنید. اگر روایت در چند تیم تولید می شود، مسئول تایید اطلاعات را مشخص کنید تا در بازنویسی های بعدی، ادعایی تازه و تایید نشده به آن اضافه نشود.

این جدول نقطه شروع تنظیم خروجی است. زمان و تعداد کلمات را براساس نیاز واقعی محتوا تعیین کنید؛ برای همه برندها یک اندازه ثابت وجود ندارد.

محل انتشار تمرکز روایت اطلاعات همراه قدم بعدی مناسب
صفحه اصلی نیاز مخاطب و تفاوت برند معرفی پیشنهاد و شاهد کوتاه بررسی محصول یا خدمت مرتبط
درباره ما ریشه، تصمیم ها و روش کار تیم، هویت و اطلاعات قابل تایید مشاهده نمونه کار یا مسیر ارتباط
مقاله وبلاگ تجربه یا مسئله آموزشی مراحل اجرا، محدودیت و منابع مطالعه راهنمای تکمیلی
شبکه اجتماعی یک اتفاق یا انتخاب مشخص خلاصه دقیق و لینک توضیحات دیدن روایت کامل یا پاسخ به سوال مرتبط
ویدیو صحنه، اقدام و تغییر قابل نمایش تصاویر واقعی و توضیح ضروری دریافت اطلاعات بیشتر در صفحه مقصد

خطاهای رایج داستان سرایی و روش ویرایش آنها

داستان سرایی مهارتی قابل تمرین است و تنها به استعداد ذاتی وابسته نیست. انتخاب اطلاعات، طراحی ترتیب روایت و بازنویسی جمله ها را می توانید با کار منظم بهتر کنید. در ویرایش، ابتدا منطق داستان و صحت ادعاها را بررسی کنید و بعد به روان بودن زبان برسید؛ اصلاح واژه ها، مشکل یک روایت بی هدف یا اطلاعات نادرست را حل نمی کند.

ادعای بزرگ، احساس ساختگی و کلیشه را حذف کنید

عبارت هایی مانند «زندگی او برای همیشه تغییر کرد» یا «هیچ کس راه حل ما را باور نمی کرد» فقط زمانی قابل استفاده هستند که پشت آنها تجربه و شاهد روشن وجود داشته باشد. در بسیاری از محتواهای کسب و کار، یک نتیجه محدود و دقیق مفیدتر است. احساس نیز باید از موقعیت واقعی شکل بگیرد؛ لازم نیست برای جلب توجه، ترس یا اندوهی را به داستان اضافه کنید که به مسئله مربوط نیست.

کلیشه را با رفتار جایگزین کنید. به جای «مشتری اولویت ماست»، فرایندی را توضیح دهید که این اولویت در آن دیده می شود. اگر چنین رفتاری در اطلاعات شما وجود ندارد، با افزودن جمله های پررنگ آن را ایجاد نکنید. به تیم برگردید، سوال دقیق بپرسید و در صورت نبود شاهد، ادعا را محدود کنید. داستان معتبر از شناخت واقعیت به دست می آید، نه از شدت تعریف و تمجید.

جمله ها، زاویه دید و ترتیب زمان را کنترل کنید

در هر جمله مشخص کنید چه کسی چه کاری انجام داده است. مرجع ضمیرهای «او»، «آنها» و «این» باید روشن باشد. اگر روایت با صدای برند و ضمیر «ما» نوشته شده، بدون دلیل به صدای راوی بیرونی تغییر ندهید. خطاب «شما» را برای راهنمایی خواننده به کار ببرید و آن را با تجربه شخصیت داستان مخلوط نکنید. جمله طولانی را زمانی تقسیم کنید که چند تصمیم یا چند رابطه متفاوت را در خود دارد.

ترتیب زمانی را نیز بررسی کنید: آیا دریافت بازخورد پیش از اصلاح محصول رخ داده است؟ آیا نتیجه به اقدامی نسبت داده شده که بعدا انجام شده است؟ در مرور نهایی، متن را با صدای بلند بخوانید و هر جمله ای را که در آن مکث، ابهام یا تغییر بی دلیل زاویه دید وجود دارد بازنویسی کنید. برای تمرین مقدمه، پاراگراف و ویرایش، از راهنمای نگارش و ویرایش محتوای متنی کمک بگیرید.

پس از اصلاح جمله ها، دوباره پیام کلی را بخوانید. متن باید هم برای کسی که سریع مرور می کند روشن باشد و هم برای خواننده ای که جزئیات روایت را دنبال می کند.

نویسنده در حال بازنویسی متن و رفع مشکل نگارش

برنامه اجرایی نوشتن داستان کسب و کار

برای اجرای کار، خروجی را از ابتدا مشخص کنید: یک متن معرفی کوتاه، صفحه درباره ما یا داستان مشتری. سپس تحقیق، طراحی روایت، نگارش و تایید را به مرحله های جدا تقسیم کنید. این ترتیب کمک می کند پیش از صرف وقت برای پرداخت متن، مطمئن شوید مواد اولیه کافی دارید و هر فرد می داند کدام بخش را باید بررسی کند.

نسخه اول را از یک نقشه کوتاه بسازید

ابتدا پیام اصلی را در یک جمله و مسیر روایت را در چند خط بنویسید. کنار هر بخش، شاهد آن را قرار دهید. اگر بخشی منبع یا ارتباطی با نیاز مخاطب ندارد، آن را حذف کنید یا برای تحقیق بیشتر علامت بزنید. سپس نسخه اول را بدون تلاش برای زیبا کردن همه جمله ها بنویسید. در این مرحله، اولویت با کامل بودن منطق و روشن بودن اقدام هاست.

بعد از آن، سه بار با سه هدف متفاوت مرور کنید: بار اول ارتباط روایت با پیام برند، بار دوم صحت اطلاعات و ادعاها، بار سوم ساختار جمله ها و روانی متن. این مرورها می توانند در یک جلسه انجام شوند، اما هدفشان را با هم مخلوط نکنید. اگر چند نفر متن را بررسی می کنند، بازخوردها را در یک نسخه جمع کنید تا اصلاحات متناقض وارد خروجی نشود.

از هوش مصنوعی برای تنظیم متن استفاده کنید، نه ساختن سابقه

هوش مصنوعی می تواند برای پیشنهاد ساختار، پیدا کردن بخش های مبهم یا تهیه چند نسخه از مقدمه کمک کند. ورودی آن باید اطلاعات تایید شده و حدود کار باشد. مشخص کنید اجازه افزودن تاریخ، مشتری، نقل قول، نتیجه عددی یا ویژگی تازه ندارد و بخش های فاقد اطلاعات را به صورت سوال مشخص کند. اطلاعات محرمانه مشتری را نیز بدون مجوز در ابزارها وارد نکنید.

یک درخواست مناسب می تواند این باشد: «براساس بریف زیر، ساختار صفحه درباره ما را پیشنهاد بده. مخاطب و مسئله را روشن کن، ارتباط ریشه برند با روش کار فعلی را نشان بده و هیچ ادعای تازه ای نساز. هر جا اطلاعات کافی نیست، سوال لازم را جدا بنویس. سپس جمله های مبهم و تغییر زاویه دید را مشخص کن.» خروجی را با بریف تطبیق دهید و مسئولیت تایید نهایی را به ابزار واگذار نکنید.

برای یک پروژه کوچک، جدول زیر می تواند الگوی تقسیم کار باشد. زمان اجرا به دسترسی به اطلاعات و تعداد افراد تایید کننده بستگی دارد و نباید صرفا از روی طول متن تعیین شود.

مرحله خروجی قابل بررسی مسئول پیشنهادی معیار عبور
بریف و تحقیق مخاطب، هدف، اطلاعات و منابع مسئول برند و مصاحبه کننده واقعیت ها و موارد نامشخص جدا شده اند
نقشه روایت مسئله، اقدام، نتیجه و پیام نویسنده هر بخش به هدف صفحه مرتبط است
پیش نویس متن کامل و مسیر اقدام نویسنده جای اطلاعات ضروری خالی نیست
تایید واقعیت نسخه بررسی شده و مجوزهای لازم مالک اطلاعات و مسئول برند ادعا و نقل قول تایید نشده باقی نمانده است
ویرایش و انتشار متن روان، لینک سالم و نمایش درست ویراستار و مسئول سایت پیام و قدم بعدی برای مخاطب روشن هستند

چک لیست کنترل کیفیت داستان برند

پیش از انتشار، کیفیت روایت را فقط با جذاب بودن شروع آن نسنجید. متن باید از نظر ارتباط با مخاطب، صحت، ساختار، لحن و کاربرد در صفحه قابل قبول باشد. یک داستان خوش خوان که وعده نادرست می دهد یا اطلاعات ضروری را پنهان می کند، خروجی مناسبی برای برند نیست.

  • مخاطب و پیام: مشخص است داستان برای چه کسی نوشته شده و چه معنایی را منتقل می کند.
  • ساختار روایت: میان مسئله، تصمیم، اقدام و نتیجه ارتباط روشن وجود دارد.
  • شواهد: تاریخ، ویژگی، نقل قول و نتیجه با منبع یا مسئول اطلاعات تطبیق داده شده اند.
  • مرز ادعا: برنامه آینده با دستاورد فعلی و نمونه فرضی با تجربه واقعی اشتباه نمی شود.
  • زاویه دید: فاعل، ضمیرها، زمان فعل ها و شیوه خطاب در سراسر متن هماهنگ هستند.
  • لحن برند: صمیمیت و واژه ها با مخاطب و تجربه واقعی خدمت تناسب دارند.
  • اطلاعات صفحه: روایت، مشخصات محصول، روش همکاری یا راه ارتباطی را پنهان نکرده است.
  • حقوق مشتری: انتشار نام، تصویر، نقل قول و جزئیات پروژه مطابق اجازه و محدودیت های تعیین شده است.
  • قدم بعدی: درخواست اقدام با موضوع داستان مرتبط است و به مقصد سالم می رسد.

اگر هر مورد نیاز به اصلاح دارد، آن را به صورت مشخص به نویسنده برگردانید؛ مثلا «نتیجه این پروژه منبع ندارد» یا «ضمیر این جمله به دو نفر اشاره می کند». بازخورد دقیق، از دستور کلی «متن را جذاب تر کن» قابل اجراتر است.

بیشتر بخوانید: محتوای باکیفیت چه ویژگی هایی دارد؟ راهنمای ارزیابی و کنترل کیفیت

اثر داستان سرایی را چگونه ارزیابی کنید؟

ارزیابی را از هدف متن شروع کنید. اگر هدف، روشن شدن ارزش برند است، ابتدا بررسی کنید مخاطب چه برداشتی از پیام دارد. اگر داستان برای هدایت به صفحه خدمت نوشته شده، کلیک مرتبط و کیفیت اقدام بعدی را نیز بسنجید. تعداد بازدید یا پسندیدن، به تنهایی نشان نمی دهد خواننده پیام را فهمیده یا برای او ارزشی ایجاد شده است.

فهم پیام را با چند سوال مشخص بررسی کنید

متن را به چند نفر از مخاطبان هدف نشان دهید و بدون توضیح اضافه بپرسید: این برند برای چه کسی مناسب است؟ چه مسئله ای را حل می کند؟ تفاوت آن چیست؟ کدام بخش مبهم بود؟ پاسخ ها را با پیام مورد نظر مقایسه کنید. این بررسی کیفی می تواند مشکل متن را آشکار کند، اما نتیجه یک گروه کوچک را به همه مخاطبان تعمیم ندهید.

همچنین بررسی کنید آیا خواننده می تواند قدم بعدی را پیدا کند و به اطلاعات لازم برسد. اگر داستان به یاد می ماند اما پیشنهاد کسب و کار نامشخص است، اتصال روایت به ارزش برند نیاز به اصلاح دارد. اگر خواننده احساس می کند ادعاها بیش از حد بزرگ هستند، پیش از تغییر لحن، شواهد و دامنه ادعا را بازبینی کنید.

رفتار مخاطب را همراه با شرایط انتشار مقایسه کنید

در سایت، کلیک روی مسیر مرتبط، ارسال درخواست مناسب، مشاهده نمونه کار و تکمیل فرایند مورد نظر می تواند معیار باشد. برای مقایسه نسخه ها، بازه، منبع ورود، محل نمایش و تغییرات همزمان را ثبت کنید. افزایش درخواست پس از تغییر داستان، به تنهایی ثابت نمی کند روایت تنها علت آن بوده است؛ تبلیغات، پیشنهاد تازه یا تغییر تجربه صفحه نیز ممکن است اثر داشته باشد.

در صورت مشاهده ضعف، فقط جمله شروع را عوض نکنید. بررسی کنید آیا مخاطب مناسب وارد صفحه شده، اطلاعات کافی دارد و مقصد CTA با وعده متن هماهنگ است. گاهی مشکل در پیشنهاد یا مسیر سفارش است، نه در داستان. اصلاح را از همان بخشی آغاز کنید که شواهد نشان می دهد مانع فهم یا اقدام شده است.

پس از انتشار نیز روایت را در زمان تغییر محصول، تیم، فرایند یا شواهد بازبینی کنید. داستان برند باید با وضعیت واقعی کسب و کار هماهنگ بماند؛ قدیمی شدن یک ادعا را با جذاب بودن متن توجیه نکنید.

نگارش داستان در فضای کار نویسنده

سخن پایانی؛ داستانی بنویسید که ارزش برند را روشن کند

داستان سرایی در محتوا زمانی به کسب و کار کمک می کند که از یک نیاز واقعی شروع شود، تصمیم و اقدام را روشن نشان دهد و به نتیجه قابل دفاع برسد. داستان مشتری، روایت بنیان گذار، متن معرفی برند و صفحه درباره ما، قالب های متفاوت همین کار هستند. برای هر کدام باید اطلاعات، حجم و قدم بعدی را با نیاز خواننده هماهنگ کنید.

برای شروع، یک موقعیت مرتبط انتخاب کنید، شواهد آن را جمع کنید و مسیر «مسئله، اقدام و تغییر» را بنویسید. سپس متن را از نظر پیام، صحت و جمله بندی ویرایش کنید. روایت کامل تر لزوما روایت طولانی تر نیست؛ نسخه بهتر، همان نسخه ای است که مخاطب پس از خواندنش بتواند کسب و کار شما، دلیل انتخاب آن و مسیر بررسی بیشتر را به روشنی توضیح دهد.

سوالات متداول درباره داستان سرایی

در ادامه به متداول ترین سوالات درباره داستان سرایی پاسخ می دهیم:

داستان سرایی یا استوری تلینگ، پیوند دادن موقعیت، مسئله، اقدام و نتیجه برای انتقال یک معناست. در محتوای کسب و کار، روایت باید به نیاز مخاطب و ارزش واقعی برند مرتبط باشد و بر اطلاعات دقیق تکیه کند.

داستان بنیان گذار روی تجربه و تصمیم هایی تمرکز دارد که به شکل گیری کسب و کار منجر شده اند. داستان برند گسترده تر است و می تواند روش کار، ارزش پیشنهادی، تجربه مشتری و رفتار فعلی مجموعه را نیز پوشش دهد.

ابتدا مخاطب، مسئله و پیام اصلی را مشخص کنید. سپس اطلاعات تایید شده را جمع کنید و مسیر موقعیت، هدف، مانع، اقدام و تغییر را بنویسید. پس از طراحی روایت، صحت ادعاها، لحن و جمله بندی را بررسی کنید.

نظر مشتری معمولا ارزیابی کوتاهی از تجربه اوست. داستان مشتری، وضعیت قبل، دلیل انتخاب، نحوه استفاده، نتیجه و محدودیت های تجربه را توضیح می دهد. برای انتشار نام، نقل قول و جزئیات پروژه، اجازه و تایید لازم را در نظر بگیرید.

معرفی برند معمولا کوتاه تر است و سریع به مخاطب، پیشنهاد و تفاوت کسب و کار می رسد. صفحه درباره ما فضای بیشتری برای توضیح ریشه، تیم، تصمیم ها، روش کار و شواهد اعتماد دارد و باید مسیر ارتباط یا بررسی بیشتر را هم روشن کند.

برای آموزش می توانید نمونه فرضی بنویسید، اما باید فرضی بودن آن روشن باشد. سابقه، تجربه مشتری، نقل قول یا نتیجه ساختگی را نباید به عنوان واقعیت کسب و کار منتشر کنید. جذابیت روایت باید از انتخاب و تنظیم اطلاعات واقعی به دست بیاید.

خیر. روایت می تواند به فهم پیام و شناخت تفاوت برند کمک کند، اما نتیجه به پیشنهاد، مخاطب، محل انتشار و تجربه مشتری هم وابسته است. اثر آن را با هدف مشخص، بررسی فهم پیام و رفتار مرتبط مخاطب ارزیابی کنید.

می تواند ساختار پیشنهاد دهد، جمله های مبهم را پیدا کند و چند نسخه از متن آماده کند. اطلاعات ورودی باید تایید شده باشد و ابزار اجازه ساختن تاریخ، مشتری، نقل قول یا نتیجه تازه نداشته باشد. صحت و کیفیت نسخه نهایی را انسان بررسی می کند.

مخاطب، هدف متن، محل انتشار، ارزش پیشنهادی، اطلاعات واقعی کسب و کار، شواهد تفاوت، لحن، محدودیت های انتشار و اقدام مورد انتظار را در بریف بنویسید. برای بررسی خدمت معرفی برند و ثبت سفارش، صفحه تولید محتوا کلیک اول را ببینید.

تیم تحریریه کلیک اول - پروفایل نویسنده

تیم تحریریه کلیک اول

نویسنده در بلاگ کلیک اول

این مقاله به قلم و نویسندگی تیم تحریریه کلیک اول تهیه شده است. هدف ما در کلیک اول، ارائه بستری مناسب برای وب مستران عزیز است که بتوانند مجموعه ای از خدمات مربوط به دیجیتال مارکتینگ، افزایش ترافیک سایت و همچنین شبکه های اجتماعی را به سادگی دریافت کنند.

2 دیدگاه ثبت شده است.

در بحث و گفتگوی مربوط به این مطلب شرکت کنید!

آکادمی کلیک اول

دریچه ای به سوی آموزش های رایگان در فضای دیجیتال مارکتینگ

آموزش پایه ای کار با ابزار گوگل سرچ کنسول
سئو و بهینه سازی

دوره آموزشی گوگل سرچ کنسول (Google Search Console)

گوگل سرچ کنسول یا Google Search Console یکی از مهم ترین ابزارهای سئوی حرفه ای سایت است. شما با کمک این ابزار می توانید با گوگل ارتباط برقرار کرده و به درستی یا نادرستی عملکرد خود در مسیر بهینه سازی سایت پی ببرید.

02:21:00
آموزش پایه ای کار با گوگل آنالیتیکس
سئو و بهینه سازی

دوره آموزشی گوگل آنالیتیکس 4 (Google Analytics 4)

گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) یکی از ابزارهای پرکاربرد گوگل بوده و وظیفه آن بررسی آمار سایت ها و تحلیل آن هاست.

02:43:00
آموزش کار با افزونه پرکاربرد یواست
سئو و بهینه سازی

آموزش کار با افزونه پرکاربرد یواست (Yoast)

یواست سئو (Yoast SEO) یک افزونه وردپرس است که به عملکرد بهتر سایت در موتورهای جستجو مانند گوگل کمک می کند. همچنین ابزارهایی را در اختیار شما قرار می دهد تا محتوای خود را به بهترین استانداردهای سئو و خوانایی برسانید.

00:22:06