گام دوم پس از یادگیری پایه های برنامه نویسی شی گرا ، آشنایی با مدل سازی بصری یا Visual Modeling است که در این مطلب قصد داریم به صورت مختصر ، به معرفی آن بپردازیم.

مدل سازی بصری (Visual Modeling) چیست؟Reviewed by علی شانه ساز on Mar 9Rating: 5.0

مدل سازی بصری ، پایه برنامه نویسی شی گرا به حساب می آیند. هنگامی که طراحی سایت شما بر اساس مدل شی گرایی انجام پذیرد ، بهینگی بیشتری خواهد داشت و در سئوی سایت نیز موثر است.

اگر چیز جدیدی را برای خانه تان می سازید، احتمالا فقط با خریدن یک تکه چوب و بستن آن به هم تاکه درست به نظر آید، این کار را انجام نمی دهید. شما تعدادی طرح کلی می خواهید، تا آنها را دنبال نمایید، بنابراین می توانید قبل از شروع به کار، آن چیز را طراحی و ساختار بندی کنید. مدل ها در دنیای نرم افزار همان کار را برای ما انجام میدهند. آنها طرحهای کلی سیستم می باشند. یک طرح کلی به شما کمک میکند تا یک چیز اضافی را قبل از اینکه بسازید، طراحی کنید. یک مدل به شما کمک میکند تا قبل از اینکه یک سیستم را بسازید، آن را طراحی نمایید.

مدل سازی بصری همچنین به شما کمک می کند تا مطمئن شوید که طرح بی نقص می باشد، درخواستها دیده شدهاند و سیستم می تواند حتی در مقابل کوهی از تغییرات درخواست، مقاومت نماید. هنگامی که درخواستهایی را برای سیستم خود جمع می کنید، نیازهای تجاری کاربران را گرفته و آنها را به درخواستهایی که تیم شما می تواند از آنها استفاده کند و بفهمد، تبدیل می کنید. سرانجام، شما می خواهید این درخواستها را گرفته و از آنها گدی را تولید کنید. با تبدیل رسمی درخواستها به گد، می توانید مطمئن شوید که واقعا درخواستها بوسیله گد مطرح شده اند، و آن کد می تواند به أسانی راه برگشت به درخواست ها را طی کند.

این پردازش، modeling (مدل سازی) نامیده شده است. نتیجه پردازش مدل سازی بصری ، این توانایی است که نیازهای تجاری را به درخواست هایی تبدیل کند تا در کد به صورت مدل درآید و دوباره آن را برگرداند. بدون اینکه در طول راه چیزی گم شود. مدل سازی بصری (Visual Modeling) پردازش گرفتن اطلاعات از مدل است و آن را با استفاده از مجموعه ای از عناصر گرافیکی استاندارد به صورت گرافیکی نمایش می دهد. یک استاندارد ضروری برای فهمیدن یکی از مزایای مدل سازی بصری، ارتباطات است. هدف اصلی مدلسازی بشری ارتباط میان کاربران، برنامه نویسان، تحلیگران، آزمایش کننده ها، مدیران و هر شخص دیگری که با . یک پروژه درگیر شده است، می باشد. شما می توانید این ارتباطات را با استفاده از اطلاعات غیر بصری (متنی) انجام دهید، اما در کل، انسان ها موجوداتی بصری هستند.

به نظر می رسد که ما قادر هستیم پیچیدگی را بهتر درک کنیم البته وقتی که برخلاف متن نوشته شده، به صورت بصری به ما نمایش داده شود. با تولید مدلهای بصری یک سیستم، می توانیم نشان دهیم که چگونه سیستم روی چند سطح کار می کند. ما می توانیم فعل و انفعالات بین کاربران و یک سیستم را مدل نماییم. ما می توانیم فعل و انفعالات آبجکت ها را در محدوده یک سیستم مدل سازی بصری کنیم. همچنین اگر برای ما مطلوب باشد می توانیم حتی فعل و انفعالات میان سیستم ها را مدل نماییم.

بعد از ایجاد این مدل ها ، می توانیم آنها را به همه بخش های وابسته نشان دهیم و آن بخش ها می توانند اطلاعات را از مدل بدست آورند. مثلا، کاربران می توانند فعل و انفعالاتی که با یک سیستم خواهند داشت را از طریق نگاه کردن به یک مدل مجسم نمایند، تحلیلگران می توانند فعل و انفعالات میان آبجکت ها را از طریق مدل ها پیش بینی کنند. برنامه نویسان می توانند آبجکت هایی که نیاز است برنامه نویسی شوند و آن هایی که باید به نتیجه برسند را پیش بینی کنند. آزمایش کنندگان می توانند فعل و انفعالات میان آبجکت ها را پیش بینی کنند و نمونه های آزمایشی را براساس این فعل و انفعالات آماده کنند.

مدیران پروژه می توانند کل سیستم را ببینند و اینکه چگونه بخشها بر روی هم اثر میگذارند. و کارمندان ارشد اطلاعات (Chic Information Officer) می توانند به مدل های سطح بالا نگاه کنند و ببینند که چگونه سیستم ها در سازمانهایشان بر روی یکدیگر اثر می گذارند. روی هم رفته، مدل سازی بصری ابزار قدرتمندی را فراهم می کنند تا سیستم پیشنهاد شده را به همه بخش های وابسته نشان دهند.

Booch, OMT, and UML در مدل سازی بصری

یک موضوع مهم در مدل سازی بصری این است که از چه نماد گرافیکی برای نشان دادن چهره های مختلف یک سیستم استفاده شود. لازم است که این نماد به همه بخش های وابسته رسانده شود، در غیر اینصورت مدل خیلی مفید نخواهد بود. بسیاری از افراد نمادهایی را برای مدل سازی بصری پیشنهاد نموده اند.

بعضی از این نمادهای محبوب که پشتیبانی قوی دارند، Object Modeling Technology (OMT) , Booth (تکنولوژی مدلسازی شیء) و UML) Unifical Modeling Language) (زبان مدل سازی یکپارچه) می باشند. برنامه Rational 98 ROsc از این سه نماد پشتیبانی می کند. اگرچه UML استانداردی است که با اکثر صنایع مانند استاندارهای ANSI و گروه مدیریت شیء (Object Managemet Group) سازگار شده است.

متد Booch به خاطر مخترعش، Grady Booch ، که دانشمند ارشد شرکت نرم افزاری Rational می باشد نامگذاری شده است. او چند کتاب نوشته است که درباره نیازها و مزایای مدل سازی بصری بحث می کند و یک نماد را برای سمبلهای گرافیکی ارائه نموده است تا جنبدهای مختلف یک مدل را نمایش دهد. مثلا، در این نماد آبجکت ها با ابرها نمایش داده شده اند و این واقعیت را نشان میدهد که آبجکت ها می توانند تقریبا هر چیزی باشند. همچنین نماد Booch شامل فلشهای مختلفی است تا انواع ارتباطات بین آبجکت ها را نمایش دهد.

متد Object Management Technology) OMT) (تکنولوژی مدیریت آبجکت)، توسط دکتر James Runbaugh بوجود آمد، که او چندین کتاب درباره تجزیه و تحلیل و طراحی سیستمها نوشته است. Rumbaugh در کتابی با عنوان Systems Analysis and Design (تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم)، درباره اهمیت سیستم های مدل سازی در اجزای (Component) دنیای واقعی که آبجکت ها نامیده شده اند، بحث می کند.

نمادهای OMT که او پیشنهاد کرده یک طرفدار پر قدرت دارد، به همراه ابزارهای مدل سازی نرم افزار استانداردی مانند Rational Rose که از OMT پشتیبانی می کنند. OMT به نسبت Booch از گرافیک بیشتری استفاده می کند تا سیستم ها را واضح تر نماید. نماد Unified Modeling Language) UML) زبان مدل سازی یک پارچه، حاصل تلاش دسته جمعی اما Peter Yourdon, Rebecca Wirts-Brock, Ivar Jacobson, Dr. James Rumbaugh , Grady Booch افراد زیاد دیگری می باشد. Jacobson محققی است که کتابی درباره جمع آوری درخواست های سیستم در بسته های transaction (گردش کار) که use cases نامیده می شود، نوشته است.

همچنین Jacobson متدی را برای طرح سیستم ارائه نمود که (Objectoriented Software OOSE Engineering) نامیده می شد و بر روی تجزیه و تحلیل متمرکز شده بود. عموما به Rumhough , Booch و Jacobson سه تفنگدار اطلاق می شود که، هر سه در شرکت نرم افزاری Rational کار می کنند و بر روی استاندارد سازی و اصلاح UML متمرکز شده اند. سمبل های UML تقریبا با نمادهای Booch , OMT متناسب است و همچنین شامل عناصری از نمادهای دیگر می باشد.

ادغام مدل ها به منظور ایجاد UML در سال ۱۹۹۳ آغاز گردید. هر یک از این سه تفنگدار Jacobson ، Rumbaugh و Booch شروع به آمیختن ایده های متدلوژی های دیگر با هم ثمودند. یک پارچه سازی رسمی متدلوژی ها تا سال ۱۹۹۵ ادامه داشت یعنی تا زمانی که نسخه  ۰٫۸ Unified Method معرفی شد. Unified Method اصلاح شده و در سال ۱۹۹۶ به Unified Modeling Language تغییر یافت.